نگاهي به فيلم درباره الي
چاپ شده در هفته نامه استقامت
بعد از ديدن درباره الي، اين سوال بزرگ برايم مطرح مي شود كه دليل آن همه سر و صدا بر سر توقيف فيلم چه بود؟! هر چه فكر مي كنم نمي توانم بفهمم كساني كه معتقد بودند اين فيلم نبايد در جشنواره فجر اكران مي شد، چه علتي را دليل حرفشان كرده اند؟! شايد صحنه هايي كه پسر بچه هفت هشت ساله با شلوارك در ساحل بازي مي كرد آزارشان داده؟!! يا شايد صحنه اي كه گلشيفته فراهاني با حجاب كامل در خروش موج ها دنبال دوستش مي گردد به جاييشان برخورده؟!
نكند به خاطر رقص مردها بوده كه حتي رئيس جمهور وقت هم مجبور شد براي اكران فيلم وساطت كند؟! نه بعيد مي دانم اينها دلايل منطقي باشد! ديد ما ايراني ها بازتر از اين حرف هاست و هر چه باشد طي اين سال ها به لحاظ فرهنگي كلي رشد كرديم. حتما مواردي بوده كه فقط از ما بهتران مي توانند درك كنند و از فهم ما به دور است.
اما به هر حال اين فيلم اكران شد و نه تنها اتفاق بدي نيافتاد، بلكه بعد از شركت در جشنواره فيلم برلين موفق شد خرس نقره اي اين جشنواره را از آن سينماي ايران كند تا ما هم به عنوان يك ايراني حسابي به خودمان بباليم و پز بدهيم كه چنين سينمايي داريم.
الي دختري است كه به رغم داشتن نامزد، به اسرار دوستش سپيده و براي آشنايي با احمد همراه چند خانواده كه روابط دوستي عميقي دارند به سفر شمال مي رود. همه چيز به خوبي پيش مي رود تا جايي كه الي ناپديد مي شود و ظن همه بر غرق شدن اوست. بعد از اين حادثه برگ هاي پنهان داستان رو مي شود و گره پشت گره ماجرا را پيچيده تر مي كند.
هيچ كس در آن جمع شايد به جز سپيده، الي را به درستي نمي شناسد. اما بعد از حادثه براي شناخت الي و كشف نيمه ديگر وجودش كه چون نامش پنهان است همه به تكاپو مي افتند. ما هم مثل همسفران الي، به جز سپيده، نمي دانيم كه او نامزد دارد و همراه آنها به اين راز پي مي بريم اما همين شوك باعث رجوع همه ما به ابتداي فيلم مي شود تا بيشتر راجع به الي بدانيم.
همراهان الي هر كدام به نوعي در نقشه اي كه سپيده طراحي كرده ايفاي نقش مي كنند و خود را مجاز مي دانند در رسيدن به هدف نقشه كه همان آشنايي و پيوند الي و احمد است هر طور كه صلاح مي دانند رفتار كنند. اما زماني كه فاجعه اتفاق مي افتد، همه چيز رنگ ديگري به خود مي گيرد. اين فاجعه همان تلنگري است كه زندگي آدم هاي فيلم را زير و رو مي كند و آنها را متوجه جزئي ترين رفتار هاي چند ساعت پيش خود مي كند. رفتارهايي كه در زندگي همه ما به وفور يافت مي شود اما كمتر فاجعه اي رخ مي دهد تا به چيستي آنها بيانديشيم.
از اين نظر، فيلم درباره الي يك شاهكار اجتماعي است. شاهكاري كه با نگاهي هنرمندانه بخشي از روزمرگي هاي جامعه را جراحي مي كند و محتواي آن را مثل سيلي به صورت همان جامعه مي كوبد.
اما ماجراي الي بعد از غرق شدن او تمام نمي شود. همراه با الي افراد ديگري هم غرق مي شوند اما نه در آب دريا. مهمتر از همه آنها نامزد اوست كه اتفاقا در صحنه اي كه كودك خردسال را از كنار ساحل دور مي كند اين كد را به ما مي دهد كه انسان حساسي است و چقدر برايش اهميت دارد كه الي درباره او چه فكر مي كرده؟! براي همين هم بعد از شنيدن خبر مرگ الي باز هم چيزي برايش اهميت دارد و هنوز اينگار مي خواهد حرفي را كه از زبان الي نشنيده، از دهان سپيده بشنود. « بگو، الي گفته بود نامزد داره؟!»
و اين لحظه اي است كه دروغ، هر چند به رنگ مصلحت آراسته باشد، هم نامزد الي را غرق مي كند و هم دوستش سپيده را. « نه!». اما آيا آن جماعت ديگر، در جدال با وجدان خويش كاملا آسوده اند؟!
درباره الي فيلمي است در پرستش اخلاق و تلنگري است به جامعه اي كه همه افراد آن به نوعي در خلاء فاجعه از بي اخلاقي هاي خود غافلند و گمان مي كنند در مرگ ديگران و غرق اجتماع هيچ تقصيري ندارند! درباره الي يك بار ديگر به صداي بلند فرياد مي كشد « دروغ طاعون جامعه است » و شيب تندي است رو به انحطاط و ويراني و تباهي.
از محتوا كه خارج شويم، بي هيچ شكي بايد گفت فرهادي به همان اندازه و حتي بيشتر از آنچه نگاهي انديشمندانه به محيط پيرامون خود دارد، از توان فوق العاده اي در شناخت سينما و خصوصيات اين ظرف برخوردار است. ميزان سن هاي فيلم اعجاب انگيز است. در تمام مدت ما هم مسافران اين سفر آبستن فاجعه هستيم. ما از بيرون به رفتار بازيگران نگاه نمي كنيم بلكه خودمان هم داخل فيلم هستيم. با خنده ها مي خنديم. با اضطراب ها مضطرب مي شويم. در بازي پانتوميم ما هم تلاش مي كنيم كلمه يا جمله مورد نظر را كشف كنيم و بعد از مفقود شدن الي خدا خدا مي كنيم كه اي كاش رفته باشد. همه اينها به خاطر هماهنگي فوق العاده تمام اجزاي اين فيلم ايجاد شده و اتفاقي و نا آگاهانه نيست. فيلم برداري، طراحي صحنه، انتخاب بازيگران و لوكيشن و از همه مهمتر ميزان سن هاي واقع گرايانه، در شكل گيري آنچه در مجموع « درباره الي » را ساخته به يك اندازه سهيم اند.
***