درختان خواب می بینند
و در رویایشان تصویری از خورشید .
***
صدای باد می آید.
ولی خواب درختان سخت سنگین است
زمستان می تکاند ابرهایش را
لباس شاخه ها برف است
بلوری و سپید و سرد
نمی پراند این خواب بلند مرگ سیرت را
نه وزن بودن ساری
نه آهنگ تبرهایی
که می چینند دست و پای یاران دگر " آری .
***
درختان خواب می بینند
چه خواب تلخ و تاریکی
بهاری نیست . باری نیست
چنان هیزم شکن پرکار
که دیگر شاخساری نیست
ولی اما !
شگفتا ! باز هم دارند
درختان خواب می بینند .
