تبليغاتX
به همین بی نامی

به همین بی نامی

هيچ كس قصه نمي گويد از آغاز بهار

تا نگوييم كه ساقي ، شرري كهنه بيار !

كوچه تاريك و ، خموش است خروس سحري

رفت ( ديروز ) و نيامد دگر از او خبري

شب نمرده به سر نيزه ي خوشيد پگاه

بي سبب نيست كه از سينه برون آيد آه !

سرو ديگر نكند راست خم قامت را

تا نريزي به دهن ، عربده كش جامت را

شرط مي بندم اگر صبر كنيم از اين بيش

دير نيست رفتن و خفتن به ته قبر خويش

***

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 13:17  توسط امید طاهری  | 

شايد اين را شنيده باشيد : در كشتارگاه هايي كه شتر ذبح مي كنند ، روش تراژيكي براي كشتن اين حيوان درشت جثه دارند كه بسيار قابل تامل است .

آنها شتري را تربيت مي كنند تا با روش هاي شتري خودش قربانيان را به محل سلاخ خانه ببرد . آنجا سلاخ هاي چاقو به دست شتر فريب خورده را ذبح مي كنند !

جالب اينجاست كه شتر تربيت شده نمي داند چه بلايي سر همنوعانش مي آورد . اين شتر ، تا روزي كه توان كار كردن داشته باشد ، زير تيغ سلاخ ها نمي رود . اما سرانجام سرنوشت او نيز همين است . اينبار شتر راهنما با پاي خودش به مسلخ مي رود !

دوست ندارم برداشت آزاد خودم را از اين تراژدي تحميل كنم . فقط همين را مي گويم كه بعضي از آدم ها بي اينكه بدانند ، نقش آن شتر را ايفا مي كنند و ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 8:53  توسط امید طاهری  | 

در اعلام خبر شهرداري تهران مبني بر عقيم كردن گربه هاي اين شهر ، روز گذشته در مقابل دفتر رياست جمهوري ، تجمع عظيمي توسط گربه ها شكل گرفت .

تجمع كنندگان كه عمومن گربه هاي نژاد ايراني بودند با در دست داشتن پلاكادرهايي ، اعتراض شديد خود را نسبت به اين تصميم شهردار تهران اعلام كردند .

يكي از گربه هاي نر شركت كننده در اين تجمع ، كه نخواست نامش فاش شود ، به خبرنگار ما گفت : مييو .

در همين خصوص گربه ي ماده اي كه آرايش غليظي داشت و منابع آگاه اطلاع دادند بارها نزديك بوده زير چرخ هاي ماشين گشت ارشاد له شود با نگراني از خبرنگار ما پرسيد : ميو ؟!

گفتني است انتشار اين خبر بازتاب گسترده اي در رسانه هاي برون مرزي داشته و سازمان گربه هاي متحد در بيانيه ي شديد الحني اين حركت غير گربه اي را محكوم كرده و از تمام متحدين دنيا درخواست كرده انواع تحريم هاي بين المللي را عليه ايران اعمال كنند و حتي اگر لازم شد به كشور ما حمله كنند .

همزمان با اين تجمع اعتراض آميز ، تجمع ديگري توسط موش هاي تهران خصوصن موش هاي دنيا برگزار شد كه در اين جمع به شادي و پاي كوبي پرداختند و شركت بزرگي براي ساخت انواع فيلم هاي سكسي موشها ، جهت در آوردن حرص گربه ها تاسيس كردند . علاقه مندان مي توانند به زودي اين فيلم ها را كه با حضور زيباترين خانم موش هاي تهران ساخته شده در چهار راه وليعصر و ميدان انقلاب خريداري كنند .

يكي از مديران وزارت بهداشت كه التماس مي كرد نامش را فاش كنيم به خبرنگار ما چيزي نگفت . لازم به ذكر است خبرنگار ما از ايشان پرسيده بود چرا براي كنترل جمعيت گربه ها ، بين اين قشر زحمتكش جامعه كاندوم مجاني توزيع نمي كنيد ؟!

در پايان تجمع اعتراض آميز گربه ها ، بيانيه ي شديدي آماده شد كه متاسفانه هيچ كدام از آدم ها  نتوانستند زبان گربه اي آن را به زبان آدميزاد ترجمه كنند . گفتني است اين تجمع با شعار زير ادامه پيدا كرد :

توانايي جنسي  حق مسلم ماست !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 11:21  توسط امید طاهری  | 

نازنينم گوش كن ؛

ابر است و باران مي چكد بر سقف .

خواب بودم ،

باز هم خواب تو را ديدم .

مثل اينكه صورتت خورشيد را بلعيده باشد ،

گرم و روشن بود .

آسمان افتاده بود يك راست

در آغوش پر مهرت .

مي درخشيدند تمام اختران در تو به توي

تابش مشكي موهايت .

نازنينم گوش كن ؛

دوستت دارم .

گرچه معجون زمان

تلخ است و مرگ از آسمان مي بارد امروز ؛

با تو اما ،

خوب مي دانم عزيزم ، نازنينم ،

تا هميشه زنده مي مانم .

گوش كن ؛

ابر است و باران مي چكد بر سقف

بايد رفت ،

مستي امروز را

مهمان بارانيم .

***

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 13:33  توسط امید طاهری  | 

پشت کوه کوهی بود

پشت دریا ، دريا

كمرت خم شد و رفت

عمر تو با بادها .

...

در دل صحرا رود

تشنگي جاري بود

جام خون بود شراب

مستي هم ساري بود !

...

اي درخت زندگي

عمر تو گم شده است

نيست از او خبري

ريشه ات را بوسيد

لب تيز تبري !

***

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 15:12  توسط امید طاهری  | 

حمید خلوتی فریادی است در گلو مانده . متاسفانه شنیده شدن و دیده شدن در مملکت ما تابع اصول چرتی است که برخی باند های شبهه مافیایی ایجاد کرده اند . پیله ای دور خود و اطرافیان خود بسته اند و می ترسند یا نمی خواهند کس دیگری را به دایره بسته افکار خود راه دهند . اما خوشبختانه هستند آدم هایی این سو و آن سوی این خاک وهر چند در خلوت و تنهایی خود اما چنان کار می کنند و چنان می اندیشند که ساعتی نشستن و با آنها بودن ، باعث می شود به سر تا پای آنچه تریبون به دستان می گویند و می کنند ریسه بروی . خلوتی از این دسته آدم هاست . و به جرات می گویم جهانی که او در کاریکاتور و تصویر سازی به وجود آورده قابلیت معرفی به تمام دنیا را دارد . شاید بیرونی شدن او کسانی را بترساند . اما مطمئنم گنجینه ای که خلوتی در آثار و به قول خودش اوهامش دارد برای آنهایی که بی شیله پیله دنبال خودشان و انسان بودن خودشان می گردند ارزش فراوانی خواهد داشت .

خلوتی نقاشی خوانده . همشهری شریعتی است و اگر روزی باد شدید بوزد ممکن است بتواند به ساقه ی قاصدکی آویزان شود و به آسمان برود . برای همین روزهای طوفانی با کیف پر از کتاب بیرون می رود که سنگین باشد و با باد نرود .

اینها همه در توصیف او ناتوانند . فقط  گفتم تا خبر دهم به زودی سایت یا وبلاگی با نام اوهام راه اندازی می شود تا خلوتی را کمی در جمع ببینیم . اوهام شامل کاریکاتورها ، نقاشی ها و تصویرسازیهای او می شود که در حال حاضر چنان در خانه ی چند متری اش در تهران دور او را احاطه کرده اند که می ترسم خودش را لای کارهایش گم کنیم . برای نمونه سه نمونه از تصویر سازی هایش را اینجا می آورم .

در آخر باید یادآور شوم كه خلوتی هنوز نمرده و شدیدا زنده است .

 

***

***

***

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 11:59  توسط امید طاهری  | 

مي تواني ساعت ها بنشيني و تصور كني كه هر كدام از اينها كجا ها مي روند و چه جور آدم هايي را بر گرده مي كشند .

تو مي داني چرا اين روزها تمام كفش ها رو به پايين مي روند ؟!

***

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 16:17  توسط امید طاهری  | 

به بركت دولت عدالت محور ورود زنان به اداره كل راه و ترابري استان كرمان ممنوع شد . شگفتا !!

دليل اين تصميم برقراري رابطه دوستي بين خانم ارباب رجوعي با يكي از كارمندان اين اداره كل ذكر شده است . شگفتا !! عجبا !!! 

اي بابا ، شگفتا و زهر مار . خب راست مي گويند ديگر . اصلا اين زن جماعت را بايد جمع كنند يك جا منجفرشان كنند . اگر زن نبود همه ما مي رفتيم بهشت . باور كنيد مشكل زايمان را هم يك جوري حلش مي كردند . اصلا چه معني دارد زن از خانه بيايد بيرون ؟ زن جماعت فقط يك بار بايد پايش را از خانه بيرون بگذارد ، آن هم زماني كه مي خواهد برود خانه بخت .

تازه اين تصميم قرن ! به نفع شان هم هست . چه نفعي ؟ خب آن دهاني كه اين دستور را صادر كرده دلش به حال خانم ها مي سوخته . نمي خواسته آنها در رفت و آمد از پله ها و سالن هاي اداره از پا بيافتند . اگر دقت كنيد مي بينيد كه صدور اين فرمان از اختيارات آن دهان هم هست . اداره راه و ترابري است ديگر !

خانم هاي محترم هم به خودشان فشار نياورند . و قبول كنند كه در دنيا هستند كساني كه از ديدن سوراخي روي ديوار تحريك مي شوند چه برسد به اينكه صورت ماه شما را ببينند ! بندگان خدا حق دارند ديگر . تحملش سخت است . مگر يادتان رفته چندي پيش همين زيبا رويان فرمانده محترم و جان بر كفي از نيروي انتظامي را چطور از راه به در بردند . خلاصه اينكه حواستان را جمع كنيد . بعيد نيست مدتي ديگر يكي از شما با پزشكي در بيمارسان طرح دوستي بريزد و از آن پس ورود شما به بيمارستان ها هم ممنوع شود . به نظر من همين امشب بنشينيد در خانه ، با خودتان كلي گفتگو كنيد و قبول كنيد كه زن جماعت چيزي جز يك كالاي تفريحي نيست .

( ولي بدانيد كه خدا زن ها را بيشتر از مرد ها دوست دارد و مطمئن باشيد توي اين شب هاي خاص به خاطر توهين هاي مكرري كه به شما مي شود برايتان گريه مي كند . )

***

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 14:38  توسط امید طاهری  | 

هنوز پاییز جوان است و رنگ می سازد . اما یادش بخیر زمستانی که گذشت ...

چند عکس از مجموعه ی " درختان بلور آجین " که سال پیش گرفتم .

جوانه زد بر شاخه برف .

بوسید لب جوانه را ، اما چه سرد بوسه اي .

سرشت آب دارد . يخين اما مواج .

چه هنرمند است باد !

***

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 22:4  توسط امید طاهری  |