تبليغاتX
به همین بی نامی - آقا مير حسين و بانو رهنورد

به همین بی نامی

جای بسی خوشحالی است كه بعد از سالها توانستيم يك رجل! سياسي را دست در دست بانويش ببينيم. البته شايد هم حق داشته باشند كه خانم ها را اساسا از عرصه هاي كلان سياسي دور مي كنند. چون زبان عربي اجازه نمي دهد كه اسم خوش بياني براي خانم ها در نظر بگيرند. مثلا چه بگويند؟ بگويند المراة سياسي، يا المونث سياسي، يا السيدة سياسي! خودتان مي بينيد كه خيلي مسخره به نظر مي رسد. براي همين هم زبان عربي كه زبان رسمي دولت ماست! به ما  اجازه مي دهد كه فقط رجل سياسي داشته باشيم. بگذريم...

خلاصه اينكه از بچگي برايمان سوال بود كه مگر دولتمردان ما اهل و عيال و خانواده ندارند؟! پس چرا هيچ وقت نه تصويري از آنها مي بينيم نه حرفي مي شنويم. قطعا آنها نبايد مدام در حال پخت و پز و شست و شو باشند!

شايد برايمان عقده شده. نمي دانم. شايد دلمان مي خواست باور كنيم كه زن ها سنگ زيرين آسياب نيستند و خانواده مهم ترين ركن اجتماع است!

شما را به خدا نگوييد آنها(كلا زن ها را عرض مي كنم) پشت پرده كار مي كردند. پشت پرده نيست فضايي روشن، پشت پرده مرغ نمي خواند، پشت پرده خبري نيست كه نيست! بيچاره ها چرا بايد سراسر عمر يا پشت پرده باشند يا زير پرده يا لاي پرده. آن هم براي اينكه مردهاي(كلا مردها را عرض مي كنم) ترسو و بي هنرشان ترس را غيرت معني كرده اند.

ولي خب، روزهاي گذشته ديديم كه مير حسين موسوي دست در دست بانويش براي ثبت نام تشريف بردند. فكر مي كنم ديدن اين صحنه همه خانم هاي مظلوم را خوشحال كرد.

البته اين را هم نبايد فراموش كرد كه همسر ايشان بانوي فرهيخته اي است و احتمالا زندگي خانوادگي شان تنها بر مبناي جنسيت شكل نگرفته.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:12  توسط امید طاهری  |