ديروز براي ديدن نمايشي به كانون هنر كرمان رفتم. از همان ورودي اول متوجه دوربيني شدم كه بالاي در بود و حضار را زير نظر داشت. وارد سالن انتظار كه شدم ديدم قضيه جدي است و در و ديوار پر است از دوربين هايي كه قابليت چرخش ۳۶۰ درجه اي دارند و دقيقا هيچ نقطه اي نيست كه از ديدشان پنهان باشد. حتي سر در دستشويي هم دوربين گذاشته اند. سالن نمايش هم از اين اتفاق بي بهره نمانده بود و تا جايي كه من ديدم سه دوربين ۳۶۰ درجه اي مدام در حال چرخش و برانداز تماشاگراني بودند كه اصلا به ظاهرشان نمي امد براي كار خلافي آمده باشند. بعدا دوستي گفت ۲۵ ميليون تومان هزينه اينها شده. خداي من براي چي؟ مگر قرار است در يك مجموعه فرهنگي چه حادثه اي رخ دهد؟ نكند زير كانون هنر دارند نيروگاه هسته اي مي سازند. شايد هم انبار مهماتي چيزي آن زير است كه ما خبر نداريم. همان دوست گفت كه گفته اند اينها را براي جلوگيري از سرقت اموال نصب كرده اند. عجب كاري. مگر سر چهار راه طهماسب آباد كسي مي تواند از نرده ها ، نگهبانان، در هاي آهني و قفل ها عبور كند و چيزي بدزدد؟! در ثاني جز اين است كه يك آژير چند هزار توماني هم مي توانست نقش اين دوربين ها را بازي كند تا دولت صرفه جو را دچار اين ول خرجي ها نكند! مي دانيد با بيست پنج ميليون تومان چقدر كار هنري مي توانست توليد شود؟!
اما ماجرا نگهداري از اموال نيست. قضيه اين است كه ظاهرا ديگر عالم محضر خدا نيست و اينجور كه پيداست برخي ها اين توهم را باور كرده اند كه عالم محضر آنهاست و نقش خدا را بازي مي كنند. با خودم عهد بستم تا وقتي قرار است زير سلطه آن نگاه ها به تماشاي نمايشي يا نمايشگاهي بروم هرگز به كانون هنر سايق كرمان پا نگذارم.
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 8:24  توسط امید طاهری
|
