تبليغاتX
به همین بی نامی - دو چاه خالي صورت!

به همین بی نامی

حاكمان قاجار به در آوردن چشم ها از حدقه معروفند. فرقي هم نمي كرده بيست هزار جفت چشم كرماني ها باشد يا چشم يك مدعي حكومت. اساسا هر كجا احساس خطر مي كردند، چشم باني اش را در مي آوردند.

اسم اين را هم مي گذاشتند درايت و تدبير در جهت حفظ حكومت! اين از حاكمان.

بين مردم هم كه جمله هاي بتركه چشم حسود يا تا كور شود هر آنكه نتواند ديد، يا تا چشمت درآد به وفور شنيده مي شود. مثل اينكه ما ايراني ها در بريدن زبان مخالف يا كور كردن چشمش ژني را ارث برده ايم و كلا مشكل ژنتيكي داريم!

البته امروزه نوع برخورد با مخالف يا مدعي قدرت كمي فرق كرده. آن زمان حاكمان ما غافل از پلتيك روس و فرانسوي و انگليسي، براي بقاي خود چشم در مي آوردند. اما حالا ديگر همه پلتيك دان شده اند. اما اي كاش نمي شدند. خطر ترور سياسي خيلي ويران كننده تر از در آوردن چشم و بريدن زبان است. زخم بيست هزار جفت چشمي كه آقامحمد خان از مردم كرمان در آورد، امروز ديگر توي صورت كرماني ها ديده نمي شود. اما زخمي كه از معاهده گلستان يا تركمنچاي ايران خورد، هنوز روي پيكرش پيداست.

لعنت به همه آنهايي كه قدرت را به انسانيت ترجيح مي دهند.

*** 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 16:14  توسط امید طاهری  |