كوهستان
تن به رود سرد ميزنم
زلال مي شوم در آينه ي شفاف آب
چه سرد است تابستان اين رود
چه مي لرزد تنم
***
قورباغه ي پير به اعتراض
بيرون مي پرد از آب
و ماهيان جوان ،
دور مي شوند از خطر وجودم .
اينجا كوهستان است
و زندگي از شيار آن جاري است
تن به رود سرد مي زنم
چگونه بيارامم ؟!
اينجا كوهستان است و ،
آرام ندارد رود .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 15:49 توسط امید طاهری
|