تن به رود سرد ميزنم

زلال مي شوم در آينه ي شفاف آب

چه سرد است تابستان اين رود

چه مي لرزد تنم

***

قورباغه ي پير به اعتراض

بيرون مي پرد از آب

و ماهيان جوان ،

دور مي شوند از خطر وجودم .

اينجا كوهستان است

و زندگي از شيار آن جاري است

تن به رود سرد مي زنم

چگونه بيارامم ؟!

اينجا كوهستان است و ،

آرام ندارد رود .