رها
در خواب هاي نيمه شب
ديگر تو را هرگز نخواهم ديد
چون باغبان صبح
روياي كال خام را
از خوابهايم چيد
اينك دوباره روز نو
بار دگر آغاز
از بند عشق مرده اي
كور گره شد باز
رفتي تو ، اما
قبل تو من رفتم اينبار
فصل بهاري بود چون
من رستم از دار.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۸۵ ساعت 0:19 توسط امید طاهری
|