تشنگي جاري بود !
پشت کوه کوهی بود
پشت دریا ، دريا
كمرت خم شد و رفت
عمر تو با بادها .
...
در دل صحرا رود
تشنگي جاري بود
جام خون بود شراب
مستي هم ساري بود !
...
اي درخت زندگي
عمر تو گم شده است
نيست از او خبري
ريشه ات را بوسيد
لب تيز تبري !
***
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 15:12 توسط امید طاهری
|