نازنينم گوش كن ؛

ابر است و باران مي چكد بر سقف .

خواب بودم ،

باز هم خواب تو را ديدم .

مثل اينكه صورتت خورشيد را بلعيده باشد ،

گرم و روشن بود .

آسمان افتاده بود يك راست

در آغوش پر مهرت .

مي درخشيدند تمام اختران در تو به توي

تابش مشكي موهايت .

نازنينم گوش كن ؛

دوستت دارم .

گرچه معجون زمان

تلخ است و مرگ از آسمان مي بارد امروز ؛

با تو اما ،

خوب مي دانم عزيزم ، نازنينم ،

تا هميشه زنده مي مانم .

گوش كن ؛

ابر است و باران مي چكد بر سقف

بايد رفت ،

مستي امروز را

مهمان بارانيم .

***